خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





آنامین کربلایا گئتماخ ناغیلی

    نویسنده ی این مطلب همشهری دانشمندمان آقای اسماعیل آتشپز میباشد من که از خواندنش و شنیدن فایل صوتی آن لذت بردم ،بفرمایید شما هم بخوانید و گوش بدهید .

    1) خیلی ها ممکن است بخواهند به شما در قالب واژگان آرامش هدیه دهند. اما در این میان برای من، صرفاً شنیدن صدا، لحن و درک کهنگی حرفهای مادربزرگ هایم، مستقل از محتوای صحبتهایشان و حتی هنگامی که از دردها و سختی هایشان می گویند، عین آرامش است. یکی از نگرانی های ضمنی زندگی ام این است که دیگر نتوانم صدای آرامشان را بشنوم. از این جهت، تقریباً تمام صحبت های تلفنی ام با دو مادربزرگم را ضبط کرده و آرشیو می کنم.

    2) مادربزرگ پدری 92 ساله ام (ما "آنا" صدایش می کنیم)، سالها بود تب و تاب کربلا رفتن داشت. بهار امسال مادرم گفت می خواهیم ببینیم اگر شد آنا را ببریم کربلا. تعجب کردم ولی شد؛ و رفتند و آمدند و هنوز شادی این رفتن را در صدایش می بینم. برای من شاید عمق شوق او برای این سفر قابل درک "منطقی" نبود، اما با گرفتن سالها فاصله از تازه به دوران رسیدگی فکری و منطقی خودم، اکنون به راحتی درک می کنم که وقتی یک انسان 92 ساله بدون سواد خواندن و نوشتن در شوق یک معشوق، در حد بضاعت واژگان پیر و جوان خود، شعر می سراید و تنها آرزوی برآورده نشده زندگی اش دیدن ضریح امام است؛ به عنوان یک انسان اگر هم خودم اشتیاقم به سمت تهیه آخرین تکنولوژی های موجود در بازار است؛ شوق او را محترم شمرده و به عنوان کسی که تازه قانون اهم را یاد گرفته، نه تنها تیغ منطق را بر چهره شوق یک انسان نکشم؛ بلکه از شنیدن داستان وصل او، من هم شاد و خوشحال شوم.

    3) این صدای صحبت مادربزرگم هست که داستان رفتن به کربلا را می گوید. اینکه 2-3 ماه قبل از رفتن، نذر کرده بود که نصف تمام اعمال (عبادات) زندگی 92 ساله اش را به کسی که پیشقدم رفتن او به کربلا شود، ببخشد. به من می گوید الان پدرت 45 سال عبادت من را برده است. البته پدر می گوید، مادرم بیشتر پیگیر و پیشقدم بوده است و 45 سال عبادت سرگردان مادر بزرگ بهتر است به او برسد. خوشحال است از اینکه در راه کربلا، روحانی تور، پرسیده است که نام قابله امام حسین چه بوده است و پیر و جوان جوابش را نمی دانسته اند و مادربزرگ با دادن پاسخ به این سوال، برنده جایزه سجاده شده است. اینکه پدرم صندلی چرخدار او را بهتر از عموی بزرگم حرکت می داده و عمو هر وقت صندلی را می گرفته، در حین حرکت می زده است به پای این و آن و ... چندین بیت شعر را هم که خودش سروده است، می خواند.

    4) این مصاحبه و صحبت های مادر بزرگ به ترکی است.
    (این فایل با فیلتر شکن قابل استفاده است ،سعی میکنم در یک جایی که بدو ن فیلتر شکن بشود استفاده کرد قرار میدهم .)

    این مطلب تا کنون 22 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : کربلا ,رفتن ,انسان ,اینکه ,ساله ,صحبت ,کربلایا گئتماخ ,آنامین کربلایا ,مادر بزرگ ,آنامین کربلایا گئتماخ ,
    آنامین کربلایا گئتماخ ناغیلی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده